رسوایی

زیر این جُل پوسیدهء رسوا آخه چقدر جنایت و ناپاکی چپانده بودن. زمانی بود که پس پرده  بسی فتنه می رفت، حالا که پرده برفتاده ببین چِها کنند.* 

 

پ.ن.1: به نظرم یکی از موانع ذهنی تحقق آزادی «ترس از آزادی»ه. ترس از اینکه اگر ساختارشکنی بشه، فکر کردن آزاد بشه مردم در یه خلاء ناامن گرفتار بشن و «دیگه سنگ روی سنگ بند نشه». ترس از اینکه «نکنه مبادا طوری بشه که هر کی هر غلطی دلش خواست بکنه» تقریبا همیشه منجر به این می شه که یه نفر رو بذارن لولو مترسک و یه عده برن در خدمتش که هم از قِبَلِش یه لفت و لیسی کنن هم در سایهء لولو مترسک ه هر غلطی که دلشون خواست بکنن. این مثال پیش پا افتادهء تمرکز قدرت، یا «همه خفه شن فقط مترسک زرزر کنه» است.

پ.ن.2: نترسیم از آزادی.

پ.ن.3: من خودم هنوز خیلی گرفتار ترسم. یه وقت فکر نکنین.

*حالی درون پرده بسی فتنه می رود،  تا آن زمان که پرده برافتد چها کنند.--حافظ

/ 1 نظر / 2 بازدید